افشای جزئیات انقلاب - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «انقلاب» را می‌خوانید.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... انقلاب انقلاب بوی انقلاب می آید نفس هایم روبه بهبودی می رود قدم هایم محکم تر شده احساسات , پررنگ انگار که چهارچوب های زندگی ام تغییر کرده و شکسته شدهبه دوردست ها می اندیشم و قدم هایم را محک...
ماجرای کمدی الهی - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
در این مطلب، جزئیات مربوط به «کمدی الهی» ارائه شده است.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... کمدی الهی راه را گم کردم و باز به خانه ی اول بازگشم  سال هاست که با کینه ای کهنه به دنبال مسیر خوشبختی می گردم چه بسیار اندوه ها پشت این نقاب من آرامیده است حال که بازگشتم ...حال که جز شکست هیچ چ...
افشای جزئیات هزار و یک شب - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «هزار و یک شب».!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... هزار و یک شب خواب ، چشم هایم گرفت از خستگی دیگر رهایی نیست انگار راه این شب را گرفت پاهای مندیگر توانی نیست انگاردر دل شب های خیس بی ترانهاین تنفر این سیاهی هاست ، که می ماند انگارآخرِ این راه پر پیچ و ...
پشت پرده جــورچیــن - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «جــورچیــن» را در ادامه بخوانید.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... جــورچیــن آسمان نیلگون را ورق می زنم... تمام دریا را قدم میزنم...کل این جهان بی آن را ...به دنبال چیزی می گردم...نیست...نیست و من انگار ، تکه ای از جورچین زندگی را گم کرده ام   جــورچیــ...
پوچی مطلق در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
آنچه تاکنون درباره «پوچی مطلق» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... پوچی مطلق یادش به خیر قبل ها ، دلم هوای بچگی ام را می کرد دلم برای نیمکت و گچ و زنگ مدرسه تنگ می شد برای همبازی های دوران کودکی ، برف بازی ، رگبار های بهاری ، تابستان ، ...حداقل آ...
آنچه باید درباره لحظـه بدانید - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
آنچه تاکنون درباره «لحظـه» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... لحظـه 1:13:20 چشمانم را می بندم...شروع به تصور می کنم...ساحلی پاک از انسان...صدای موج های خروشان مدیترانه ای... ابر های غول پیکری شبیه به پنبه که سر تا سر اسمان را پوشانده... باد...ان...
جزئیات تازه از مـــادر - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «مـــادر» را در ادامه بخوانید.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... مـــادر آه مادر ... می بینی؟خاطرات ، فرزندت را به صلابه کشیده است هر چقدر که از دستش فرار می کنمبیشتر در باتلاق ترسناکش فرو می روممادرم...در تمامِ بی نهایتِ  قلبم،در اقیانوس بی کران فکرم،در ...
جزئیات تازه از هــَمه ی تــَـن - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «هــَمه ی تــَـن».!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... هــَمه ی تــَـن شکایت از خدا ، راهی برای فرار از واقعیت بود  مشکل اینجاست...نزدیک تر از رگ گردنزنجیره ای پایدار از تمام چیزهایی که تنفر برانگیز بوداز همان آغاز زیستن تا به حال که چه مقاوم شکل گرفته و...
پشت پرده رَهیــدن - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «رَهیــدن» را در ادامه بخوانید.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... رَهیــدن انگار که از جهانی دیگرم ...از کهکشانی دیگر ...موجودی نامیرا از  آندرومداء با دنیا غریبه ام ...هیچ چیز را نمی فهممم...هیچ کس را ...من در خوابــِ تلخـِ خلقـِ خالقِ خویش در پیِ رهیدنم...
آنچه باید درباره پــسربَچه بدانید - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 20:55
در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «پــسربَچه» را می‌خوانید.!-.-.-Design By : ParsSkin.com-.-.-> کمدی الهی... پــسربَچه از رفتن می ترسیدمبه دنبال دلیل بودم برای ماندن پیدایم کرد ...طول کشید اما ، پیدایش کردم شیدایم کرد ...راه من نبود اما ، اطاعتش کردمنا امیدم کرد ...دردناک بود اما ، نگاهش کردمتا...
هــَمه ی تــَـن - تاریخ: 1398/5/28 ساعت: 4:36
شکایت از خدا ، راهی برای فرار از واقعیت بود مشکل اینجاست...نزدیک تر از رگ گردنزنجیره ای پایدار از تمام چیزهایی که تنفر برانگیز بوداز همان آغاز زیستن تا به حال که چه مقاوم شکل گرفته و به وحدت رسیده این تـَن از پایه کج است.
رَهیــدن - تاریخ: 1398/5/28 ساعت: 4:36
انگار که از جهانی دیگرم ...از کهکشانی دیگر ...موجودی نامیرا از آندرومداء با دنیا غریبه ام ...هیچ چیز را نمی فهممم...هیچ کس را ...من در خوابــِ تلخـِ خلقـِ خالقِ خویش در پیِ رهیدنم
پــسربَچه - تاریخ: 1398/5/28 ساعت: 4:36
از رفتن می ترسیدمبه دنبال دلیل بودم برای ماندن پیدایم کرد ...طول کشید اما ، پیدایش کردم شیدایم کرد ...راه من نبود اما ، اطاعتش کردمنا امیدم کرد ...دردناک بود اما ، نگاهش کردمتا لحظه ی ناپدید شدنش...
لحظـه - تاریخ: 1397/10/27 ساعت: 5:12
1:13:20 چشمانم را می بندم... شروع به تصور می کنم... ساحلی پاک از انسان... صدای موج های خروشان مدیترانه ای... ابر های غول پیکری شبیه به پنبه که سر تا سر اسمان را پوشانده... باد... انگار باید عجله کرد
مـــادر - تاریخ: 1397/3/1 ساعت: 22:25
آه مادر ... می بینی؟ خاطرات ، فرزندت را به صلابه کشیده است  هر چقد&
کمدی الهی - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 9:26
راه را گم کردم و باز به خانه ی اول بازگشم سال هاست که با کینه ای کهنه به دنبال مسیر خوشبختی می گردم چه بسیار اندوه ها پشت این نقاب من آرامیده است حال که بازگشتم ... حال که جز شکست هیچ چیز دستم را نگرفت .... دیگر تلاش نمی کنم به استقبال سکوت می روم... و زندگی خاکستری ام را بی نقاب تماشا می کنم . نوشت...
هزار و یک شب - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 9:26
خواب ، چشم هایم گرفت از خستگی دیگر رهایی نیست انگار راه این شب را گرفت پاهای من دیگر توانی نیست انگار در دل شب های خیس بی ترانه این تنفر این سیاهی هاست ، که می ماند انگار آخرِ این راه پر پیچ و خم من خوابِ ترس و وحشت و سیگار است انگار امشبم مثل هزار و یک شب قبل درد هایم را نوشتم من ولی فرق دارد انگار...
پوچی مطلق - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 9:26
یادش به خیر قبل ها ، دلم هوای بچگی ام را می کرد دلم برای نیمکت و گچ و زنگ مدرسه تنگ می شد برای همبازی های دوران کودکی ، برف بازی ، رگبار های بهاری ، تابستان ، ...حداقل آن روزها عطر آن خاطره ها ، مرا در مسیر زندگی ام حفظ می کرداما حال که به خود می اندیشم در پیچ و خم انتهای افکار پر ابهاممخود را در گو...
سکـــوت - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 19:40
در این ســـوز... میان حجم انبوه فیلتر های بی جان کنار این نوشته های نصفه و نیمه گرمای آتش کبریت را هدیه انگشت هایم میکنم چه کسی فراخی این اندوه های خاکستری را دید... این همه بی قراری را ... تنفر ازین همه پوچی که با هر بازدم به آتش میکشم نگاره ای از آرامشی دروغ... و نگاهی که بر دل آسمان بی ستاره ی ای...
مسـافر - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 19:40
اوضاع ازانچه که فکرش را میکردم پیچیده تر شده من مانده ام و من بی هدف ... جوانی ام رو به پایان است دیگر فرصتی نمانده حال وقت کوچ است بند های پوتینم را سفت کرده ام با کوله باری کوچک ... راهی این جاده ی بی انتها می شوم ... تا قاصدک هایش را هدیه ی آسمان کنم شاید دوباره جایی برای نشستن بود...

برچسب‌های مرتبط

سکوت بره ها | سکوت میکنم | سکوتم از رضایت نیست | سکوت شب | سکوت بره ها 2 | سکوت چت | سکوت شعر | سکوت در برابر ظلم | سکوت عشق | مسافری از هند